۳ راه برای لذت بخش کردن یادگیری زبان (قسمت ۲)

۱۱ ۱۰ ۱۳۹۷

در این مقاله در موسسه زبان آفاق به بررسی راه کار های می پردازیم که می تواند پروسه یادگیری زبان را برای شما، از کاری زجر آور به کاری لذت بخش تبدیل کند. پس با موسسه زبان آفاق همراه باشید. (قسمت ۲)

 

اختلال استرس پس از ضربه:

PTSD نماد اختلال استرس پس از سانحه است. این یک وضعیت فوق‌العاده است که توسط تجربیات گذشته وحشتناک ایجاد شده‌است.  مغز ما ارتباطات ایجاد می‌کند، و در وضعیت‌های ناراحت‌کننده، آن‌ها می‌توانند یک سوژه، مکان و حتی صداها را به یک رویداد بد که قبلا شاهد آن بودیم، متصل کنند. این برای ما سخت‌تر است که در جایی باشیم که ما را به یاد یک رویداد ناخوشایند می‌اندازد.

من به شما پیشنهاد نمی‌کنم که دچار اختلال استرس شده باشید، بلکه نشان دهید که مغز شما همیشه ارتباط برقرار می‌کند و این باعث می‌شود که چیزی یا لذت بخش یا دردناک شود.

به عنوان مثال، بیایید موقعیتی را در نظر بگیرد که در آن یک فرد در حال مطالعه یک زبان است:

علی به خانه می‌رسد. به اتاق خوابش می‌رود و شروع می‌کند به مطالعه زبان آلمانی. نور در اتاق‌خواب سوسو می‌زند و ساخت‌وساز پر سر و صدا در خیابان در حال رخ دادن است. برای علی سخت است که تمرکز کند و الان ساعت ۸ بعد از ظهر است و خسته می‌شود. با نا امیدی به خاطر این عدم پیشرفت، به خاطر حواس‌پرتی، از درس خواندن دست می کشد. او تصمیم می‌گیرد وارد شبکه های اجتماعی شود و نود دقیقه بازی می‌کند و به روز رسانی های وضعیت خود در اینستاگرام می‌پردازد. سپس به رختخواب رفته و احساس ناامید می کند، چرا که کار زیادی نکرده است. ​

شما ممکن است تجربه مشابهی نسبت به علی داشته باشید که در آن روی صندلی نشسته بودید، حواس‌پرت شده بودید، و بعد در مورد مطالعه نکردن احساس گناه می‌کردید. این تجربه خوشایند نیست، اما حالا مغز شما ارتباطی ایجاد کرده‌است که مطالعه یک زبان با احساس گناه مساوی است و در نتیجه این عمل بد می باشد. آیا احتمال دارد که شما دوباره به دنبال مطالعه زبان بگردید؟ بعید میدانم!​

حالا بیایید یک نمونه دیگر ازدرس خواندن علی را در نظر بگیریم که در آن همه چیز وفق مراد علی پیش می رود.

کلاس دانشگاه او در ساعت ۱۰ صبح شروع می‌شود. او تصمیم گرفته‌است که از ساعت ۸ صبح تا ۹ صبح آلمانی را مطالعه کند. اگر این کار را با موفقیت انجام دهد، تصمیم گرفته‌است با خوردن صبحانه در کافه به خودش پاداش بدهد. او برای خودش یک فنجان بزرگ قهوه مورد علاقه‌اش را درست می کند، سپس در پشت میزش نشسته و به راحتی مشغول مطالعه می‌شود. او به هدفش می‌رسد و احساس خوبی می‌کند که منظم بوده‌است. وقتی که به مادرش می‌گوید که چه کرده‌است، او را با پیشنهاد دادن صبحانه تشویق می‌کند.

می‌بینیم که تجربه دوم مطالعه بسیار دلپذیرتر بود. مغز او حالا به مطالعه با یک تجربه سرگرم‌کننده و احساسی متصل خواهد شد. در نتیجه، جان به احتمال بیشتری زبان خارجی را مطالعه می‌کند.

مغز شما بسیار سازگار است و با تمرین می‌تواند ارتباطات بیشتری ایجاد کند. مشخص شده‌است که  بخشی از مغز  رانندگان تاکسی در لندن که به عنوان هیپوکامپ شناخته می‌شود، به خاطر نیاز به یک حافظه خوب بزرگ‌تر می‌شود. اگر برایتان سخت است که این را باور کنید، لطفا این قضیه را گوگل کنید، مغز رانندگان تاکسی به خاطر نیازهای آن‌ها برای داشتن یک حافظه موثرتر برای به خاطر سپردن نام خیابان‌ها و مکان‌هایی که لازم است بروند به اندازه بزرگتری رشد می‌کند.

اگر مغز شما سعی دارد تمرکز کند، با تمرین بیشتر و طولاتی تر می‌توانید بهتر و برای دوره‌های طولانی‌تر از زمان تمرکز کنید. این کار را با دادن پاداش برای انجام یک فعالیت که کمی چالش برانگیز است انجام داده و به همین خاطر شما خواهید توانست با ایجاد یک ارتباط لذت بخش، ذهن خود را برای موفقیت آماده کنید. ​

قسمت اول مقاله

قسمت سوم مقاله

نظرات و پیشنهادات

شما هم میتوانید در مورد این مطلب نظر بدهید.