دیالوگ‌های فیلم godfather : سری دوم

بیان دیدگاه
تیم محتوای آکادمی زبان آنلاین آفاق
۱۴:۴۰ - ۱۸ فروردین ۱۳۹۸

سه‌گانه‌ی «پدرخوانده» به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، روایتی عمیق و ماندگار از پیچیدگی‌های قدرت، وفاداری و سرنوشت در دل یک خانواده مافیایی نیویورکی است. این شاهکار سینمایی با دیالوگ‌های فلسفی و تلخ خود، مرز میان سیاست و جنایت را در هم می‌آمیزد و تضاد میان ارزش‌های خانوادگی و بقا در دنیایی بی‌رحم را به تصویر می‌کشد.|

فیلم godfather یا پدرخوانده یکی از مطرح‌ترین تریولوژی‌های هالیوودی است که داستان یک خانواده مافیایی در نیویورک آمریکا را روایت می‌کند. این سری فیلم (به ترتیب سه‌گانه: سال 1972، 1974، 1990) به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و نویسندگی ماریو پوزو که خود نویسنده رمان پدرخوانده (1969) هم هست، ساخته شده و به موفقیت‌های بزرگی هم رسیده است. اگر دیالوگ‌های فیلم‌های دیگر را هم دوست دارید، سراغ دیالوگ‌های معروف شروع‌شده با هر حرف انگلیسی بروید.

 

 

1. “I don’t trust a doctor who can hardly speak English.” -Hyman Roth
من به دکتری که به سختی انگلیسی صحبت کند اعتماد ندارم.
2. [flashback] “Whatcha go to college? To get stupid? You’re really stupid!” –Santino
میخوای بری دانشگاه؟ که احمق بشی؟ تو واقعا احمق هستی.
3. Sonny: “they’re saps, cause they risk their lives for strangers”
آن‌ها پر توان هستند، برای این که جانشان را برای غریبه‌ها به خطر می‌اندازند.
4. Michael Corleone: “I’ll change; I’ll change. I’ve learned that I have the strength to change.”
من تغییر خواهم کرد، من تغییر خواهم کرد. من فهمیدم که من برای تغییر استقامت دارم.
5. “It seems in today’s world, the power to absolve debt is greater than the power of forgiveness.” – Archbishop Gilday
بنظر میرسه توی دنیای امروز قدرت بخشیدن بدهی بیشتر از قدرت بخشندگیه!
6. “I have a stone in my shoe. You can remove it.” – Don Altobello
من یک سنگ در کفشم دارم و تو می‌تونی درش بیاری. {تو می‌توانی قضیه را حل کنی}
7. “Times change. These days, we learn from the philanthropists like the Rockefellers. First you rob everybody, then you give to the poor.”
زمونه عوض شده. این روزها ما از خیرخواهانی مثل راکرفلر یاد می‌گیریم. اول از همه بدزد و سپس (پول) بده به فقرا.
8. “Politics and crime , they’re the same thing.”
سیاست و جرم هر دو یکی هستند.
9. “Why was I so feared, and you were so loved?”
چرا من انقد ترسیده‌ام و تو چرا زیادی عاشق شدی؟
10. “It makes no difference to me what a man does for a living, understand.”
برای من تفاوت زیادی ندارد که آدم چه می‌کند که زنده می‌ماند، بفهم!
11. “Never tell anybody outside the family what you’re thinking again.”
دوباره به کسی که جزو خانواده نیست، نگو که چه فکری داری.
12. “A man who doesn’t spend time with his family can never be a real man.”
مردی که وقت خودش رو با خانواده نمی‌گذرونه، نمیتونه یک مرد واقعی باشه!
13. “All the power in world can’t change destiny.”
تمام قدرت دنیا هم نمی‌تواند سرنوشت را تغییر بدهد.
14. “I’m going in to take a nap. When I wake, if the money’s on the table, I’ll know I have a partner. If it isn’t, I’ll know I don’t.”
من می‌روم که استراحت کنم. وقتی بیدار شدم، اگر روی میز پول باشه، میدونم که شریک دارم. اگر نباشه، میفهمم که (شریک) ندارم.
15. “My father taught me many things here—he taught me in this room. He taught me: keep your friends close, but your enemies closer.” Don Michael Corleone
پدرم چیزهای زیادی به من آموخته! داخل این اتاق یاد داده و به من یاد داده: دوستانت را نزدیک نگه دار، دشمنان را نزدیک‌تر.
مقالات پیشنهادی
ارائه دیدگاه جدید
دیدگاه‌های کاربران (0)

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

Hidden
Hidden
Hidden
Hidden