آموزش اصطلاحات رایج در رستوران (قسمت دوم):MAIN RESTAURANT

۲۴ ۰۶ ۱۳۹۷

یک لحظه تصور کنید یکی از دوستانتان در انگلستان شما را به رستورانی لوکس دعوت کرده و این در حالی است که شما با فرهنگ رستوران‌گردی در بریتانیا آشنا نیستید و نمی‌دانید کدام  یک از قاشق و یا چنگال‌ها برای غذایی که سفارش داده اید مناسب‌تر است و دوستتان نیز با نارضایتی  به شما نگاه می‌کند. شاید شنیده باشید که انگلیسی‌ها فرهنگ و قواعد خاصی حین صرف غذا دارند ورعایت آن برایشان بسیار حائز اهمیت است. حال ما در ادامه مقاله قبلی،  در کنار توضیح  فرهنگ و آداب و رسوم خاص بریتانیایی، تعدادی اصطلاح رایج مورد استفاده در رستوران ها را نیز به شما آموزش خواهیم داد.

آداب و رسوم خاص

بریتانیایی‌ها معمولا در طی روز یا هفته غذا یا آشامیدنی ویژه ای برای ساعت‌های خاص خود دارند. برای مثال هر روز عصر باید یک فنجان چای بنوشند. ازسوی دیگر هنگام غذا خوردن در رستوران قواعد خاصی را  را رعایت میکنند که تقریبا اکثر این قواعد بین‌المللی بوده و صرفا تعدادی از آن‌ها مخصوص بریتانیایی‌ها می‌باشد. برای مثال استفاده نکردن از تلفن همراه در رستوران و در حین غذا خوردن برای همه مردم دنیا مشترک است و (توضیحات بیشتر را میتوانید از اینجا بخوانید). برای بریتانیایی‌ها از مهمترین نکات، طرز استفاده از کارد و قاشق است  برای مثال در روش انگلیسی، برای برداشتن سوپ با قاشق، باید آن را از داخل به بیرون کشیده تا صدای کشیده شدن قاشق به گوش نرسد یا هنگام در دست گرفتن چنگال با دست چپ، باید آن را در مقدار کمی غذا فرو کرده و سپس میل کرد. (در روش آمریکایی باید بعد از بریدن غذا با کارد، چنگال را به دست راست برد و سپس غذا را در دهان گذاشت.) 

اصطلاحات رایج:

“I booked a table for two for 8 pm.

من یک میز برای دو نفر برای ساعت ۸ بعدازظهر رزرو کرده‌ام.

We’re fully booked at the moment. Could you come back a bit later?

همه میزها هم‌اکنون رزرو شده‌اند. می‌توانید کمی دیرتر برگردید؟

What do you recommend?

چه چیزی را پیشنهاد می‌کنید؟

What’s … exactly?

این …. دقیقا چیست؟

Waiter: Are you ready to order?

پیشخدمت: آیا شما برای سفارش آماده‌اید؟

Waiter: Can I take your order?

می‌توانم سفارش شما را بگیرم؟

Customer: I’ll have… , I’d like… , Can I have … , We’d like to order …

مشتری (شما) در هنگام سفارش دادن می‌تواند با بکار بردن این اصطلاحات، غذای خود را انتخاب کند

Appetizer , Entree , Dessert

پیش غذا، غذای اصلی، دسر: برای مثال ابتدا سوپ به‌عنوان پیش‌غذا سپس استیک به‌عنوان غذای اصلی و در انتها کرم کارامل به عنوان دسر

Paying: “bill” in British English; “check” in American English.

در مورد پرداخت، بریتیش‌ها از واژه bill برای صورتحساب استفاده می‌کنند و آمریکن ها از واژه check.

یک نمونه گفتگوی ساده در رستوران:

Waiter: Hello. Are you ready to order?

پیشخدمت: سلام، آیا شما برای سفارش آماده‌اید؟

Customer A: We’d like a little longer, please.

مشتری A: ما می‌خواهیم بیشتر فکر کنیم.

Waiter: OK.

پیشخدمت: باشه.

[After a while or deciding]

بعد از مدتی برای تصمیم‌گیری

Waiter: Can I take your order?

پیشخدمت: می‌توانم سفارش شما را بگیرم؟

Customer A: Is there anything you recommend?

مشتری A: به‌نظر شما پیشنهادشده‌ترین غذا چیست؟

Waiter: The chef’s special is very popular.

پیشخدمت: غذای مخصوص سرآشپز خیلی طرفدار دارد.

Customer A: I’d like to order that.

مشتری A: من همان را می‌خواهم

[After dishes came to the table]

بعد از آوردن بشقاب‌های غذا به روی میز

Customer B: Excuse me, but this isn’t what I ordered.

مشتری B: ببخشید، این سفارش من نیست.

Waiter: Oh, I’m so sorry. I’ll change it for you straightaway.

پیشخدمت: اوه ببخشید! من فوراً آن را برای شما عوض می‌کنم.

Customer A: And this is cold.

مشتری A: و این (غذا) سرد است.

Waiter: Let me take it back for you Madam.

پیشخدمت: اجازه بدید پس بگیرم.

Customer B: Thank you.

مشتری B: ممنون

[After eating meal]

بعد از خوردن غذا

Waiter: Can I help you?

پیشخدمت: می‌توانم کمک کنم؟

Customer B: Yes, could we have the bill?

مشتری B: بله، می‌توانید صورت حساب را بگیریم؟

Waiter: Of course.

پیشخدمت: البته

منابع:

آداب۱، آداب۲ ، اصطالاحات و گفتگو ، گفتگوبیشتر

  • 0

نظرات و پیشنهادات

شما هم میتوانید در مورد این مطلب نظر بدهید.