۴ افعال عبارتی در انگلیسی که لازم است بدانید

۲۷ ۰۹ ۱۳۹۷

شاید شما یادگیری افعال عبارتی را در یادگیری انگلیسی کنار گذاشته باشید.
تعداد زیادی افعال عبارتی در انگلیسی وجود دارد و به نظر نمیرسد آن ها منطقی داشته باشند تفاوت to put something off و the put something out یا to turn something on و turn something up ممکن است باعث ابهامات زیادی برای شما باشد.
خب هم خبر خوب داریم هم خبر بد! خبر بد این است که شما به این افعال عبارتی نیاز دارید و باید برای یادگیری آن ها زمان بگذارید و خبر خوب این است که روش آسان تری برای یادگیری آن ها نسبت به روشی که احتمالا شما استفاده میکنید وجود دارد. ولی اول از همه این که

افعال عبارتی چیستند؟

عبارت افعالی ترکیبی از کلمات عموما ترکیب یک فعل با یک حرف اضافه یا قید هستند که یک اصطلاح را بیان می کنند به این معنی که آن ها دارای یک معنی مشخص پذیرفته شده هستند. افراد بومی از عبارات افعالی در جملات خود بسیار استفاده میکنند پس دانستن عمومی ترین آن ها باعث ایجاد یک شگفتی در درک مطلب شما میشود! عبارات افعالی مانند یک راه میانبر هستند که صحبت های پیچیده را به جای جملات طولانی، در چند کلمه بیان می کنند .
همچنین آن ها غیر رسمی هستند و در محاوره استفاده میشوند. ممکن است آتش نشان برای گفتن خاموش کردن آتش به شما از فعل extinguish استفاده کند ولی دوست شما در همان جمله از put it out  استفاده کند.
خب چگونه میتوانیم این عبارات افعالی را به اندوخته زبان انگلیسی امان اضافه کنیم؟ جواب استفاده از روش “گروه بندی” است. مغز انسان آموختن یک زبان خارجی را سخت میداند و این کار به روش حفظ کردن، سخت تر نیز میشود. ولی با تمرکز بر روی چند گروه در زمان، ما میتوانیم مقدار بیشتری را حفظ و یادآوری کنیم.
در عبارات افعالی این به این معنی است که با گروه بندی و تمرکز بر روی چند عبارت افعالی که کلمه یکسان دارند میتوانیم آن ها را از بقیه متمایز کنیم.

افعال عبارتی با کلمه make

Make something up: داستان ساختن برای دروغ گفتن
مثال:
We all believed him when he said he’d been abducted by aliens, but apparently he made the whole thing up

Make up with somebody: بخشیدن همدیگر و برگشتن به حالت دوستانه
مثال:
I’m glad to hear you and Steve have made up. There’ll be a much happier atmosphere in the office from now on!

Make off with something: فرار با چیز های دزدیده شده
مثال:
Bank robbers have made off with over one million pounds after an audacious daylight raid.

Make up for something جبران کردن یک کار بد در حق کسی با یک کار خوب

مثال:
I’m taking Jean on holiday to Paris to make up for forgetting her birthday.

Make something of someone/something :پرسیدن نظر راجع چیزی یا کسی (فقط در حالت سوالی استفاده میشود)
مثال:
What did you make of that film last night? I thought it was pretty strange, to be honest.

افعال عبارتی با کلمه put

Put something down گذاشتن چیزی که حمل می کنید روی زمین یا هر سطحی
مثال:
I can’t find my glasses. I’m sure I just put them down on this table a minute ago.

Put something off به تاخییر انداختن انجام کاری برای تنبلی یا عدم اشتیاق
مثال:
I’ve been putting off calling him all morning because I know he’s not going to be happy!

Put something on پوشیدن لباس یا کفش
مثال:
You should put that new scarf on. It’ll really look good with the coat.

خاموش کردن آتش یا شعله Put something out
مثال:
Put that cigarette out! You can’t smoke in here!

تحمل کردن یک چیز نا خوشایند Put up with something
مثال:
I’m afraid the air conditioner is broken, but you’ll just have to put up with it until I can get it fixed.

افعال عبارتی با go

انجام دادن کار بدون داشتن چیز مفید یا لازم Go without something
مثال:
I don’t mind going without air conditioning for a few days, but you really need to get the plumbing fixed in the bathroom.

برای داشتن حس بهتر بعد از اتفاق ناخوشایند یا مریضی Go over something
مثال:
It took me a while to get over the break up. Even now, I still think of him sometimes.

ترک کردن خانه برای مراجعه به یک ویداد اجتماعی Go out

مثال:
We used to go out to bars and restaurants all the time, but it all changes when you have children.

قرار رمانتیک با نامزد Go out with somebody
مثال:
Are you going out with anyone at the moment? I’d love to take you for a meal sometime.

تلاش برای بدست آوردن چیزی Go after something:
مثال:
You should go after that promotion if you really want it.

افعال عبارتی با get

رابطه مثبت داشتن با کسی Get on/along with somebody
مثال:
I don’t really get on with my sister. We always end up arguing at family gatherings.

برای بیان کردن و تفهیم کردن Get something across

مثال:
I tried using the phrasebook, but I just couldn’t get the idea across that I didn’t eat any meat.

رفتن به تعطیلات یا مسافرت Get away
مثال:
We’re thinking of getting away for the weekend, actually. Just down to the coast for a couple of days.

برای در رفتن از مجازات یا عواقب یک کار منفی Get away with something
مثال:
They just seem to have completely gotten away with causing the financial crisis.

پیدا کردن زمان برای انجام کار Get round to something
مثال:
I meant to email him to say thank you, but I haven’t got round to it yet.

امیدواریم با خواندن و تمرین کردن این عبارات افعالی پر کاربرد، دیگر مشکلی در عبارات افعالی نداشته باشید.

نظرات و پیشنهادات

شما هم میتوانید در مورد این مطلب نظر بدهید.