کلماتی که شکسپیر ابداع کرد

۰۵ ۱۱ ۱۳۹۷

پیشگفتار

زبان انگلیسی وام دار وجود شخصیتی به نام شکسپیر است. همان‌طور که اینجا در ضمن آوردن تعدادی از نقل‌قول‌هایش گفتیم، او نمایش‌نامه‌نویسی بود که توانست هم دنیای ادبیات نمایشی انگلستان را متحول کند هم توانست با ابداع کلمات و جمله‌بندی‌های خاص یکی از افراد مهم درباره زبان انگلیسی به‌شمار بیاید که توانسته زبان انگلیسی را تغییر بدهد و برای همین هم شکسپیر را پدر زبان انگلیسی مدرن نامیده‌اند.

چگونگی ابداع

شکسپیر بیش از ۱۷۰۰ کلمه برای انگلیسی زبانان اختراع کرد که اکثر آن‌ها بعد از گذشت بیش از چهارصد سال همچنان متداول هستند. او با تبدیل فعل به صفت، تبدیل اسم به فعل، ترکیب کلماتی که هیچ‌وقت با هم ترکیب نشده بودند، اضافه کردن پیشوند و پسوند و کلمات طراحی شده از کلمات واقعی توانست کلمات جدیدی بسازد که امروزه بسیار متداول هستند مانند کلمه airless که مفهوم خلا را می‌رساند. در جدول زیر برای شما ضمن آوردن صد کلمه مهم از آن لیست، مترادف‌های فارسی آن‌ها را هم نوشته‌ایم.

 

لیست کلمات ابداع شده توسط شکسپیر:

 

Academe آکادمی، دانشگاه
Accused متهم
Addiction اعتیاد
Advertising آگهی
Amazement شگفتی
Arouse تحریک کردن
Assassination ترور
Backing پشتیبانی
Bandit راهزن
Bedroom اتاق خواب
Beached بافت، به گل نشسته
Besmirch لکه دار کردن
Birthplace محل تولد
Blanket پتو
Bloodstained خون‌‌آلود
Buzzer خمار
Caked به شکل کیک درآوردن
Cater تهیه کرد، آذوقه رساندن
Champion برنده
Circumstantial غیرمستقیم
Cold-blooded خونسرد
Compromise توافق، سازش
Consanguineous خویشاوند
Countless بدون شمارش
Critic بحرانی
Dauntless سرانداز، بی‌باک
Dawn سپیده‌دم
Deafening پرسروصدا
Discontent گله و نارضایتی
Dishearten نومید کردن، دلسرد کردن
Drugged تحت تاثیر دارو
Dwindle تحلیل رفتن
Epileptic غشی
Equivocal دارای ابهام
Elbow زانو، آرنج
Excitement شور و هیجان
Exposure افشا، در معرض …. قرار گرفتن
Eyeball تخم چشم
Fashionable شیک و خوش‌لباس
Fixture پایه
Flawed رخنه، خدشه
Frugal باصرفه، اندک
Generous بخشنده
Gloomy غمناک
Gossip شایعه
Green-eyed حسود
Gust خستگی
Hint اشاره
Hobnob خودمانی
Hurried شتاب‌زده، عجول
Impede مانع
Impartial بی‌طرف
Invulnerable رویین‌تن
Jaded خسته، اسب خسته
Label برچسب، لقب
Lackluster تاریک&  بی‌نور
Laughable خنده‌دار
Lonely تنها
Lower پایین
Luggage بار سفر
Lustrous رخشان
Madcap بچه شیطان
Majestic بزرگ، شاهانه
Marketable قابل فروش
Mimic تقلید کردن
Mountaineer کوه نورد
Negotiate مذاکره کردن
Noiseless ساکت
Obscene کریه، زشت
Obsequiously چاپلوسانه
Ode قصیده
Olympian آسمانی، المپین
Outbreak شیوع
priceless بی‌قیمت
Pedant فضل فروش، عالم نما
Premeditated عمدی
Puking استفراغ
Radiance تششع
Rant بیهوده‌گویی
Remorseless بی‌قیدوشرط
Savagery خشونت
Scuffle مشاجره
Secure امن
Skim milk شیر غلیظ (خامه گرفته شده)
Submerge غرق شدن
Summit اوج، قله
Swagger کبر فروشی، با تکبر راه رفتن.
Torture شکنجه، عذاب
Tranquil آسوده، بی‌دغدغه
Undress لباس کندن
Unreal غیرواقعی
Varied متنوع
Vaulting خرک، جست زدن
Worthless بی‌ارزش
Zany آدم لوده و ابله
Gnarled گره‌دار و پیچ‌خورده
Grovel به خاک افکنده  شدن،پست شدن
Airless بدون هوا، خلا
Eventful پرحادثه
Retirement بازنشستگی

امیدواریم از این کلمات در تمرینات زبان خود استفاده کنید.

تهیه شده توسط موسسه زبان آفاق

نظرات و پیشنهادات

شما هم میتوانید در مورد این مطلب نظر بدهید.