لیست 50 عدد از اصطلاحات انگلیسی

بیان دیدگاه
تیم محتوای آکادمی زبان آنلاین آفاق
۱۸:۵۵ - ۲۲ آذر ۱۴۰۳

اصطلاحات انگلیسی (Idioms) کلید اصلی انتقال از مکالمات کتابی به گفتگوهای طبیعی و روان هستند که درک عمیق‌تری از فرهنگ این زبان به شما می‌دهند. با به‌کارگیری تکنیک‌هایی مانند تماشای فیلم و تمرین روزمره، می‌توانید این عبارات کلیدی را ملکه ذهن خود کرده و تسلط خود را در برقراری ارتباط به سطح بومی‌زبانان نزدیک کنید.|

مقدمه‌ای بر اهمیت اصطلاحات در زبان انگلیسی

آیا تا به حال هنگام دیدن فیلم‌های انگلیسی‌زبان به عباراتی برخورده‌اید که معنای مستقیم کلماتشان هیچ کمکی به فهم مفهوم آن‌ها نمی‌کند؟ این همان دنیای اصطلاحات است! اصطلاحات (Idioms) بخش مهمی از زبان انگلیسی هستند که می‌توانند مکالمات شما را طبیعی‌تر و جذاب‌تر کنند. با موسسه زبان آفاق همراه باشید.

چرا یادگیری اصطلاحات ضروری است؟

اصطلاحات انگلیسی باعث می‌شوند که مکالمات شما واقعی‌تر به نظر برسد. بدون دانستن این عبارات، ممکن است جملات شما بیش از حد کتابی یا رسمی به نظر برسند. همچنین یادگیری اصطلاحات به شما کمک می‌کند درک بهتری از فرهنگ انگلیسی‌زبانان پیدا کنید.

چگونه اصطلاحات باعث روان‌تر شدن مکالمات می‌شوند؟

وقتی از اصطلاحات استفاده می‌کنید، شنوندگان شما حس می‌کنند که زبان انگلیسی را مانند زبان مادری خود بلد هستید. این عبارات به شما اعتمادبه‌نفس بیشتری در مکالمه می‌دهند.

بهترین روش‌ها برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی

استفاده از اصطلاحات در مکالمات روزمره

یادگیری بدون استفاده، نتیجه زیادی ندارد. هر بار که اصطلاح جدیدی یاد می‌گیرید، تلاش کنید آن را در جملات روزمره به کار ببرید.

تقویت با کمک فیلم‌ها و سریال‌ها

یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری اصطلاحات، دیدن فیلم‌ها و سریال‌های انگلیسی‌زبان است. دقت کنید که چگونه شخصیت‌ها از اصطلاحات استفاده می‌کنند و در چه موقعیت‌هایی به کار می‌روند.

تمرین با استفاده از فلش‌کارت‌ها

برای به خاطر سپردن اصطلاحات، می‌توانید از فلش‌کارت‌ها استفاده کنید. یک طرف کارت، اصطلاح را بنویسید و طرف دیگر، معنای آن را.

دسته‌بندی اصطلاحات پرکاربرد

اصطلاحات مربوط به زندگی روزمره

عبارات مربوط به سلام و احوالپرسی

  • “How’s it going?” (اوضاع چطوره؟)
  • “What’s up?” (چه خبر؟)

اصطلاحات پرکاربرد در خرید

  • “It’s a bargain.” (خیلی به صرفه است.)
  • “Can I get a better deal?” (می‌توانم تخفیف بگیرم؟)

اصطلاحات مربوط به کار و تجارت

  • “Think outside the box.” (خلاقانه فکر کن.)
  • “Back to the drawing board.” (برگردیم به نقطه شروع.)

اصطلاحات رایج در مکالمات غیررسمی

  • “Hang out.” (وقت گذراندن با دوستان)
  • “Blow someone away.” (کسی را تحت تأثیر قرار دادن)

لیست چند تا از اصطلاحات پر استفاده انگلیسی

اصطلاحات عمومی و روزمره

  1. Break the ice: شروع یک مکالمه به صورت دوستانه
  2. Under the weather: احساس ناخوشی داشتن
  3. Hit the nail on the head: دقیقاً درست گفتن
  4. A blessing in disguise: یک اتفاق بد که نتیجه خوبی دارد

اصطلاحات مرتبط با کار و تحصیل

  1. Burn the midnight oil: تا دیروقت کار یا مطالعه کردن
  2. Pull your weight: تلاش برابر با دیگران در یک تیم
  3. The ball is in your court: تصمیم با شماست
  4. Call it a day: کاری را تمام کردن

اصطلاحات غیررسمی و دوستانه

  1. Spill the beans: راز را فاش کردن
  2. Piece of cake: کاری بسیار آسان
  3. Cut to the chase: سریعاً به اصل مطلب پرداختن
  4. Beat around the bush: طفره رفتن

 

 

 

لیست 50 اصطلاح پر استفاده انگلیسی

 

جدول 50 اصطلاح پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاح (Idiom)معنی فارسیمثال انگلیسی
Break the iceشروع مکالمه به صورت دوستانهLet me tell a joke to break the ice.
Under the weatherاحساس ناخوشی داشتنI’m feeling under the weather today.
A blessing in disguiseیک اتفاق بد که نتیجه خوبی داردLosing that job was a blessing in disguise.
Hit the nail on the headدقیقاً درست گفتنYou hit the nail on the head with your idea.
Call it a dayکاری را تمام کردنLet’s call it a day and continue tomorrow.
The ball is in your courtتصمیم با شماستI’ve done my part; now the ball is in your court.
Spill the beansراز را فاش کردنWho spilled the beans about the surprise party?
Piece of cakeکاری بسیار آسانThis homework is a piece of cake.
Cut to the chaseسریعاً به اصل مطلب پرداختنLet’s cut to the chase and discuss the budget.
Beat around the bushطفره رفتنStop beating around the bush and tell me the truth.
Burn the midnight oilتا دیروقت کار یا مطالعه کردنShe burned the midnight oil to finish her report.
Pull your weightتلاش برابر با دیگران در یک تیمEveryone needs to pull their weight to succeed.
Costs an arm and a legخیلی گران بودنThat car costs an arm and a leg.
Kill two birds with one stoneبا یک تیر دو نشان زدنWe can kill two birds with one stone by shopping on the way.
Hit the booksمطالعه کردنI have to hit the books before my exams.
Bite off more than you can chewبیشتر از توان خود کار برداشتنHe bit off more than he could chew with this project.
Let the cat out of the bagراز را فاش کردنSomeone let the cat out of the bag about the proposal.
Once in a blue moonخیلی به ندرتI visit my relatives once in a blue moon.
Raining cats and dogsباران شدیدIt’s raining cats and dogs outside.
Hit the ground runningشروع کردن با انرژی و سرعتHe hit the ground running on his first day at work.
Keep your chin upمثبت و امیدوار بودنKeep your chin up; things will get better.
Barking up the wrong treeاشتباه گرفتن علت مشکلIf you think I’m responsible, you’re barking up the wrong tree.
Add fuel to the fireبدتر کردن اوضاعHis comments just added fuel to the fire.
Jump on the bandwagonهمراه شدن با موج یا مدEveryone is jumping on the bandwagon of NFTs.
The tip of the icebergبخش کوچکی از یک مشکل بزرگ‌ترThis issue is just the tip of the iceberg.
Actions speak louder than wordsعمل از گفتار مهم‌تر استActions speak louder than words, so prove it!
Scratch someone’s backبه کسی کمک کردن به امید کمک متقابلIf you scratch my back, I’ll scratch yours.
Every cloud has a silver liningهر اتفاق بد جنبه مثبتی داردDon’t worry; every cloud has a silver lining.
Bark is worse than biteتهدید زیاد اما بی‌خطرHis bark is worse than his bite.
Take it with a grain of saltبا احتیاط باور کردنTake what he says with a grain of salt.
Blow off steamخالی کردن عصبانیتI go for a run to blow off steam after work.
Get out of handکنترل از دست خارج شدنThe party got out of hand after midnight.
On the same pageهم‌نظر بودنLet’s make sure we’re on the same page.
Pull someone’s legکسی را دست انداختنAre you pulling my leg, or is this real?
Throw in the towelتسلیم شدنAfter so many attempts, he finally threw in the towel.
Cut cornersکم‌کاری کردن برای صرفه‌جوییDon’t cut corners with this project.
In the nick of timeدر آخرین لحظهThe firefighters arrived in the nick of time.
On thin iceدر وضعیت خطرناکHe’s on thin ice with his boss these days.
Go the extra mileتلاش بیشتر کردنShe always goes the extra mile for her customers.
Through thick and thinدر خوشی و ناخوشیThey stayed together through thick and thin.
Go back to square oneاز اول شروع کردنWe had to go back to square one with the design.
Read between the linesپی بردن به معنی ضمنیLearn to read between the lines in negotiations.
A penny for your thoughtsچه فکری می‌کنی؟You look quiet—penny for your thoughts?
Cry over spilled milkغصه خوردن برای چیزی که تغییر نمی‌کندThere’s no use crying over spilled milk.
The best of both worldsبهترین ویژگی‌های دو چیزLiving in a small town gives me the best of both worlds.
Out of the blueناگهانیHe called me out of the blue yesterday.
Let sleeping dogs lieموضوعات قدیمی را باز نکنیدLet’s not bring up the past—let sleeping dogs lie.
Bite the bulletتحمل کردن شرایط سختHe had to bite the bullet and face the situation.
Burn bridgesاز بین بردن روابطDon’t burn bridges; you might need them later.
Cross that bridge when you come to itبعداً به مشکل فکر کردنDon’t worry; we’ll cross that bridge when we come to it.

نحوه استفاده مؤثر از اصطلاحات

استفاده طبیعی از اصطلاحات در جملات

اصطلاحات را زمانی به کار ببرید که به مکالمه کمک کنند، نه فقط برای نمایش دانسته‌هایتان.

اجتناب از استفاده بیش از حد

اگر در هر جمله از یک اصطلاح استفاده کنید، ممکن است مکالمه غیرطبیعی به نظر برسد. تعادل را رعایت کنید.

اشتباهات رایج در یادگیری اصطلاحات

ترجمه تحت‌اللفظی اصطلاحات

ترجمه مستقیم اصطلاحات به زبان مادری معمولاً باعث ایجاد سوءتفاهم می‌شود. مثلاً “Break the ice” ربطی به شکستن یخ واقعی ندارد!

استفاده نادرست یا در موقعیت نامناسب

هر اصطلاحی در موقعیت مناسب خود استفاده می‌شود. مثلاً اصطلاحات غیررسمی در محیط‌های رسمی کاربرد ندارند.

نتیجه‌گیری

یادگیری اصطلاحات انگلیسی یک قدم بزرگ برای روان‌تر شدن زبان شماست. این عبارات، مانند ادویه‌ای برای مکالمات هستند که به آن‌ها طعم و جذابیت می‌بخشند. پس هر روز تلاش کنید چند اصطلاح جدید یاد بگیرید و در مکالمات روزانه خود به کار ببرید.

سوالات متداول

  1. چطور می‌توان اصطلاحات انگلیسی را سریع‌تر یاد گرفت؟
    با تمرین روزانه، استفاده از فیلم‌ها و سریال‌ها، و فلش‌کارت‌ها.
  2. بهترین منابع برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی کدامند؟
    فیلم‌های انگلیسی، کتاب‌های اصطلاحات، و اپلیکیشن‌هایی مثل Memrise.
  3. آیا استفاده زیاد از اصطلاحات تأثیر منفی دارد؟
    بله، استفاده زیاد می‌تواند مکالمه را غیرطبیعی جلوه دهد.
  4. چگونه اصطلاحات را در مکالمه طبیعی‌تر به کار ببریم؟
    با تمرین و مشاهده نحوه استفاده انگلیسی‌زبانان.
  5. تفاوت بین اصطلاحات رسمی و غیررسمی چیست؟
    اصطلاحات رسمی در محیط‌های کاری یا تحصیلی و اصطلاحات غیررسمی در جمع‌های دوستانه استفاده می‌شوند.
مقالات پیشنهادی
ارائه دیدگاه جدید
دیدگاه‌های کاربران (0)

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

Hidden
Hidden
Hidden
Hidden